مقالات

اهمیت حق و حقوق ایتام در قرآن

سیدمحمدحسینی  ۱۳۹۴/۰۶/۲۵
  فایلهای مرتبط

قرآن درباره حفظ حقوق یتیم و مراعات حال او و رسیدگی و تکفّل امور یتیمان سفارش فراوان کرده است. ولی چون احتمال لغزش مالی و سوء استفاده کردن از اموال یتیمان بسیار است، لذا هشدار بیشتری لازم است، به گونه ای که از نزدیک شدن به آن نیز نهی شده و تصرّف ظالمانه در اموال یتیمان، خوردن آتش شمرده شده است...

 

آیه 34 سوره اسراء «وَلَا تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولاً »

 

و به مال یتیم، جز به بهترین راه (که به نفع یتیم باشد) نزدیک نشوید، تا آنکه به حدّ بلوغ و رشدش برسد (آنگاه اموالش را به او بر می گردانید) .

 

و به پیمان وفا کنید، که (در قیامت) از عهد و پیمان سۆال خواهد شد.

 

 

نکته ها:

کلمه ی «اَشُدّ» از «شَدّ»، به معنای استحکام و رشد است در اینجا منظور مرحله ی رشد یتیم و استحکام جسمی و روحی در حفظ اموالش می باشد.

 

قرآن درباره حفظ حقوق یتیم و مراعات حال او و رسیدگی و تکفّل امور یتیمان سفارش فراوان کرده است. ولی چون احتمال لغزش مالی و سوء استفاده کردن از اموال یتیمان بسیار است، لذا هشدار بیشتری لازم است، به گونه ای که از نزدیک شدن به آن نیز نهی شده و تصرّف ظالمانه در اموال یتیمان، خوردن آتش شمرده شده است. [1]

 

وقتی این آیه نازل شد، مسلمانان از حضور بر سر سفره ی ایتام کناره گرفتند و آنان را منزوی ساختند. آیه ی دیگری نازل شد که مراد از نزدیک نشدن، سوءاستفاده است، والاّ افراد مصلح نباید به بهانه ی تقوا، یتیمان را رها کنند. «و ان تخالطوهم فاخوانکم واللّه یعلم المفسد من المصلح» [2]

 

در حدیث می خوانیم: مراد از عهد و پیمانی که مورد سۆال است، محبّت و دوستی و اطاعت از علیّ علیه السلام است.[3]

 

 

 

پیام ها:

1- اسلام، پشتیبان محرومان، ضعیفان و یتیمان است. «لاتقربوا مال الیتیم»

 

2- هر جا احتمال سوءاستفاده باشد، باید بیشتر سفارش کرد. [4] «لا تقربوا مال الیتیم»

 

3- کودکان، حقّ مالکیّت دارند. «مال الیتیم»

 

4- جاذبه ی مال به قدری زیاد است که نزدیک شدن به آن هم گاهی گناه و حرمت را در پی دارد. «و لا تقربوا مال. . . »

 

5- ارث یکی از اسباب مالکیّت است. «مال الیتیم»

 

مسائل داد وستد و رعایت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که قرآن بارها بر آن تأکید کرده وبزرگ ترین آیه قرآن، مربوط به آن و سوره ای به نام «مطففّین» (کم فروشان) نام نهاده شده است. اوّلین دعوت بعضی پیامبران، همچون شعیب علیه السلام نیز ترک کم فروشی بوده است

 

6- تصرّف در مال یتیم مشروط به رعایت بالاترین و پرثمرترین شیوه هاست. (اگر منافع یتیم در گردش مال اوست، باید آن را به کار انداخت، نه آنکه بی تفاوت ماند. ) «لاتقربوا. . . الاّ بالّتی هی احسن»

 

7- در تصمیم گیری های مالی، باید منافع و مصالح یتیمان مراعات شود. «الاّ بالّتی هی احسن»

 

8- تصرّف نابجا و حیف و میل اموال یتیمان، ممنوع است. «لاتقربوا. . . الاّ بالّتی هی احسن»

 

9- زمان واگذاری مال یتیم به خود او، وقتی است که به بلوغ فکری و اقتصادی و جسمی برسد. «حتّی یبلغ اشدّه»

 

10- به پیمان ها- هرچه و با هر که باشد- وفادار باشیم. «اوفوا بالعهد»

 

11- توجّه به مسئولیّت، انسان را از گناه باز می دارد. «اِنّ العهد کان مسئولا»

 

آیه 35سوره اسراء « وَ أَوْفُواْ الْکَیْلَ إِذَا کِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِیمِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً»

 

و چون با پیمانه داد و ستد کنید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است.

 

 

 

نکته ها:

«قِسطاس» ، از ترکیب دو کلمه ی «قِسط» به معنای عدل و «طاس» به معنای کفه ی ترازو می باشد. [5] در حدیث آمده است: امام معصوم، نمونه و مصداق «قسطاس مستقیم» در جامعه ی اسلامی است. [6]

 

مسائل داد وستد و رعایت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که قرآن بارها بر آن تأکید کرده وبزرگ ترین آیه قرآن، [7] مربوط به آن و سوره ای به نام «مطففّین» (کم فروشان) نام نهاده شده است. اوّلین دعوت بعضی پیامبران، همچون شعیب علیه السلام نیز ترک کم فروشی بوده است. [8]

 

جاذبه ی مال به قدری زیاد است که نزدیک شدن به آن هم گاهی گناه و حرمت را در پی دارد. «و لا تقربوا مال. . . »

 

پیام ها:

1- بازار مسلمانان، باید از تقلّب و کم فروشی دور و فروشنده باید امین، دقیق، درستکار و با حساب و کتاب باشد. «اوفوا الکیل»

 

2- ایفای کیل و پیمانه ی صحیح، از نمونه های وفای به پیمان است (که در آیه ی قبل گذشت) ، زیرا معامله، نوعی تعهّد است. «اوفوا بالعهد. . . اوفوا الکیل»

 

3- ترازو و وسایل سنجش و محاسبات تجاری، باید سالم و دقیق باشد. «وزنوا بالقسطاس المستقیم»

 

4- دقّت در ترازو، وزن و محاسبات، عامل خیر وبرکت است و کم فروشی، خیر و برکت را می برد. «ذلک خیرٌ»

 

5- فلسفه ی فرمان های الهی، خیر خود انسان هاست. «اوفوا، زنوا. . . ذلک خیر»

 

6- درستکاری اقتصادی، برتر از دارایی و کسب مال از راه کم فروشی است. نتیجه دادوستد درست و رعایت حقوق مردم، به خود انسان باز می گردد، چون ایجاد اعتماد می کند، ولی کم فروشی و نادرست بودن میزان و حساب، جامعه را به فساد مالی و سلب اعتماد می کشاند. پس پایان و پیامد خوب، در گرو درستکاری است. «ذلک خیر»

 

7- کسب و کار صحیح، موجب خوش عاقبتی است. «احسن

 

تأویلاً» (کم فروش گرچه به سود موّقت می رسد، ولی از دست دادن اعتبار دنیوی، نابسامانی اقتصادی و روانی جامعه و فراهم شدن عذاب اخروی، کار او را بدفرجام می کند. )  

 

 

 

پی نوشت ها :

 

[1] . نساء، 10

 

[2] . بقره، 220

 

[3] . بحار، ج 24، ص 187

 

[4] . به همین دلیل، حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه، در مورد رعایت حقوق اجیر، کشاورز، زن و یتیم، سفارش بیشتری کرده است. مانند: «اللّه اللّه فی الایتام» نهج البلاغه، نامه 47

 

[5] . تفسیر المیزان

 

[6] . بحار، ج 24، ص 187

 

[7] . بقره، 282

 

[8] . شعراء، 181- 183 
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.