حامی ۷۵۰۰ فرزند یتیم

و ۴۳۰۰ مــادر فداکــار

مقالات

میزبانی خراسانی در سامرا

.  ۱۳۹۵/۱۰/۲۲
مسئول نخستین موکب ایرانی سامرا در ایام اربعین، از ماجرای برپایی این موکب می‌گوید.

به گزارش روابط عمومی خیریه عترت بوتراب به نقل از سبقت مجاز، یک‌ماه به اربعین مانده بود. زائران در تب و تاب ثبت‌نام و خادمان در فکر مهیا کردن امکانات بودند. این یک‌ماه برای کسانی که دستی در کار داشتند، کوتاه به‌نظر می‌آمد. امسال در ستاد اربعین خراسان رضوی، تصمیم تازه‌ای گرفته شده بود؛ اینکه در حد توان، غبار غربت از چهره سامرا و زائرانش زدوده شود؛ شده است با برپایی یک موکب؛ موکبی که هنوز اسم هیچ شهیدی برایش انتخاب نشده بود. «مرتضی امجدی از بچه‌های خودمان بود. در مسجد امام هادی(ع) رفت‌وآمد داشت و بسیجی‌ها او را خوب می‌شناختند.

این مسجد برای همه ما حکم پناهگاه را داشت و دارد؛ جایی برای خلوت و آرامش، توسل، برنامه‌ریزی و فعالیت. بی‌اسم‌بودن این موکب زیاد طول نکشید. مرتضی در سوریه شهید شد و نخستین موکب سامرا را به نام خودش کرد.» صحبت از پرکشیدن دوست صمیمی که می‌شود، حرف‌های حاج‌آقا بوی بغض می‌گیرد. خاطره‌ای از توسلش به روح شهید امجدی می‌گوید. حجت‌السلام مجید خداوردی که امسال در ستاد اربعین خراسان رضوی، مسئولیت کارگروه خادمان مردمی را عهده‌دار بود، زمان را به عقب باز می‌گرداند؛ به ایام میزبانی از زوار سامرا در ایام اربعین «قرار بود در سامرا، مهمانسرای حرم امام‌هادی(ع) و امام عسکری(ع) را در اختیار بگیریم و در آنجا برای زائران پخت‌وپز انجام بدهیم. اعتباری در کار نبود و بنا بود تمام هزینه‌های این ۱۴روز خدمت، با مشارکت خیران تأمین شود. به دلایلی نامعلوم چندنفر از خیران که روی کمکشان حساب باز کرده بودیم و قول‌هایی داده بودند، دقیقه ۹۰ دستمان را خالی گذاشتند؛ یعنی‌‌ همان زمانی که ملزومات آشپزی و مواد غذایی را باید تهیه می‌کردیم. تمام کمک‌هایی که تا آن لحظه جمع شده بود، یک‌دهم نیازمان را هم کفاف نمی‌داد. یادم هست در ستاد اربعین، خسته و ناراحت گوشه‌ای نشسته بودم. هیچ راهی به ذهنم نمی‌رسید. برای خدمت به زائران سامرا، تعهد کرده بودیم و حالا در انجامش مانده بودیم. نمی‌دانم چطور شد که دلم هوای مرتضی را کرد. به او گفتم رفیق! این موکب به اسم توست. مگر نمی‌گویند شهدا پیش خدا آبرو دارند؟ کمک کن آبرویمان پیش امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) نرود.» بغض و لبخند حاج آقا خداوردی با یادآوری آن معجزه شیرین درهم آمیخته می‌شود. می‌گوید که حدود یک ساعت بعد، خیراندیشی دیگر، مبلغی به‌حساب جمعیت خادمان واریز کرد که چندبرابر کل کمک‌های گردآوری شده بود.

  غربتی دیرینه
دلیل اصرار حاج آقا و دوستانشان را که برای برپا کردن موکب در سامرا می‌پرسیم به سفری اشاره می‌کند که در زمان صدام به این شهر انجام داده بود؛ «غربت امامین عسکریین، دیروز و امروز نمی‌شناسد. اوضاع نسبت به قدیم بهتر شده است اما الان هم این مظلومیت را به وضوح می‌شود حس کرد. کسانی که به عتبات عالیات مشرف شده‌اند می‌دانند به‌خاطر ناامنی‌هایی که در عراق وجود دارد، نزدیک‌شدن خودرو به حرم‌های ائمه ممنوع است. این وضعیت در سامرا به‌مراتب شدید‌تر است و تا شعاع 2کیلومتری اطراف حرم هیچ امکاناتی وجود ندارد.»
 
دوباره روی واژه «هیچ» تأکید می‌کند و ادامه می‌دهد: «سکنه و هتل‌های اطراف تخلیه شده‌اند و در عمل، زائران این دو امام از حداقل ملزومات مورد نیازشان محروم هستند. کسانی که در ایام اربعین توفیق تشرف به کربلا و نجف را داشته‌اند تأیید می‌کنند که در فاصله ۸۰ کیلومتری این دو شهر، آنقدر حجم کمک‌های مردمی بالاست که زائر کمبودی حس نمی‌کند اما اوضاع برای سامرا بسیار متفاوت است. می‌دانستیم زائری که حدفاصل کربلا تا سامرا را در آن ازدحام جمعیت طی کرده و خسته از راه رسیده است حتما به حداقل‌هایی مثل غذا احتیاج دارد. فلسفه راه‌اندازی موکب شهید امجدی، تأمین این نیاز بود».
 
به سوی سامرا
با نزدیک‌شدن به اربعین کار‌ها رفته‌رفته سامان بیشتری پیدا می‌کرد. در کارگروه خادمان مردمی، حاج آقا خداوردی و همکارانشان برای تأمین نیروی انسانی موکب‌ها به تشکل‌های مردمی فراخوان داده بودند و هر یک از تشکل‌ها بنا به خواست خودشان خدمت در یکی از شهرهای کربلا، نجف، کاظمین و جاده‌های منتهی به آنها را انتخاب کرده بودند. بچه‌های مسجد امام هادی(ع) مشهد برای خدمت در سامرا اعلام آمادگی کرده بودند؛ ۱۰۰ نفر که غالبشان را جوانان تشکیل می‌دادند پای کار آمده بودند. نمی‌شد آنها را در طبقه‌ای خاص جای داد. برخی محصل بودند، برخی دانشجو، عده‌ای کاسب، تعدادی کارمند، پزشک، کارگر و... وجه مشترک آنها دلدادگی‌شان بود. با توجه به نیاز مهمانسرای حرم، ۸۰ نفر انتخاب و با هزینه‌های شخصی مهیای سفر شدند.
 
با وجود  آنکه این شهر، همواره در معرض نیت‌های سوء دشمنان اهل‌بیت بوده است، داوطلبان‌خدمت نگران خطرات احتمالی سفر به سامرا و ۲ هفته ماندن در این شهر نبودند؟ حاج آقا خداوردی می‌گوید: «اتفاقا ۱۲ روز مانده به اربعین و چند روز مانده به آغاز خدمت خادمان در سامرا، انفجاری تروریستی در فاصله‌ای نه چندان دور از حرم رخ داد که به شهادت چند تن از زائران منجر شد. این دست اتفاقات در اراده بچه‌های مسجد و در حجم زائران تأثیری نداشت».
 
وی ادامه می‌دهد: «اوضاع عراق را با ایران مقایسه نکنید. امنیت که نباشد هیچ‌چیز سر جایش نیست. با وجود هماهنگی‌هایی که برای حضور ۸۰ خادم در سامرا صورت گرفته بود، ورود اتوبوس‌های حامل آنها با تیراندازی هوایی نیروهای امنیتی عراق همراه شد. این تیراندازی مضمون هشدار و درخواست بازگشت از خادمان را داشت اما بچه‌ها با آرامش، پیاده شدند و به سمت مهمانسرا که در مجاورت حرم است راهی شدند».
 
گستره خدمت
بزرگی فعالیت‌های این گروه کوچک را وقتی بهتر متوجه می‌شویم که حاج آقا نتایج کارشان را به زبان آمار برایمان بازگو می‌کند: «در بازه‌ای ۱۴ روزه که از یک هفته قبل از اربعین تا یک هفته پس از آن را شامل می‌شد، به‌طور متوسط روزانه ۴۰ هزار پرس غذای گرم طبخ و میان زائران توزیع شد. نیروهای خدماتی به ۳ گروه آشپز‌ها و کمک‌آشپز‌ها، بسته‌بندی و توزیع تقسیم شده بودند تا کار، با نظم انجام شود. وعده‌های غذایی بعد از نمازهای سه‌گانه میان نمازگزاران توزیع می‌شد».
 
۴۰ هزار پرس غذا، به زبان ساده می‌آید. وقتی از حجت‌الاسلام خداوردی می‌پرسیم از ابتدا بنای برداشتن این سنگ بزرگ را داشتند یا خیر، پاسخ منفی می‌دهد: «تصمیمی که در ستاد گرفته بودیم، طبخ روزانه ۲۰ هزار پرس بود. یکی دو روز اول را هم با همین حجم کار پیش رفتیم اما می‌دیدیم درخواست‌ها خیلی بیشتر از غذایی است که طبخ کرده‌ایم. تعداد زائران سامرا در اربعین امسال آنقدر زیاد بود که بنا به گفته مسئولان تولیت حرم امامین عسکریین، تا به حال نظیر نداشته است. وضعیت طوری بود که در هر ساعتی از شبانه‌روز که غذا طبخ می‌شد زائر تازه واردی برای استفاده از این خدمت وجود داشت؛ زائری که وارد شهری می‌شد که هیچ نوع امکاناتی غیر از امکانات حرم نداشت. اینطور شد که با‌‌ همان تعداد نیرو و امکاناتی که داشتیم، حجم کار را به ۲ برابر رساندیم. فعالیت‌ها به‌معنای واقعی شبانه‌روزی بود و هیچ کدام از نیرو‌ها نتوانستند برای زیارت اربعین به کربلا مشرف شوند. البته بخشی از هزینه‌های مالی این خدمت از سوی خیران تأمین شده و بخش دیگری همچنان باقی است».
 
از سامرا تا مشهد
انگار خستگی برای خادمان گمنام پایگاه شهید امجدی معنایی ندارد. آنها بلافاصله پس از بازگشت به مشهد، ایستگاه صلواتی خود را در نزدیک‌ترین فاصله به حرم مطهر امام رضا(ع) واقع در چهارراه شهدا برپا و در 3روز دهه آخر صفر، روزانه ۱۰ هزار پرس غذا را میان زائران توزیع کردند. کاسته‌شدن از گستره خدمتشان به نسبت سامرا به‌دلیل‌‌ همان بدهی‌هایی است که حاج‌آقا از آن با لبخند یاد می‌کند و با عنایت‌هایی که از ائمه دیده است با آرامش می‌گوید: «فراهم می‌شود».
 
حاج‌آقا خداوردی و دوستانشان در دیگر پایگاه‌های بسیج، سال‌هاست که توان خود را در جمعیتی فراگیر به‌نام «جمعیت خدمتگزاران‌زائران پیاده امام هشتم(ع)» منسجم کرده‌اند. آنها جز تلاش برای تأمین نیازهای اولیه زائران امام رئوف و زائران اربعین، فعالیت‌های دیگری نیز دارند. اجرای برنامه‌های فرهنگی برای زوار، دغدغه اصلی آنها در طول سال است؛ برنامه‌هایی که به گفته وی، جز هزینه‌های مادی، نیازمند خادمانی متخصص، به‌ویژه در فضای مجازی است.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.