مقالات

پدرم تو مرا با خوشحالی آشتی دادی

سیده زهرا  ۱۳۹۵/۰۴/۲۹
سید زهرا یکی از فرزندان تحت پوشش موسسه بوتراب در شهرستان خوی است که 8 سال پیش بر اثر سکته قلبی، پدر خود را از دست داده است. در این مدت، با مادر، خواهر و دو برادر کوچکترش طعم در به دری را چشیده و بی‌سر پناهی در عمق جانشان نفوذ کرده است. اکنون با خرید یک خانه از سوی موسسه بوتراب و پایان در به دری، پس از سال‌ها شادی زایدالوصفی را تجربه می‌کند که او را بر آن داشته تا سپاسگزاری خود را به گوش حامی‌اش، سید ناصر محمد سیدی، رسانده و محبت و لطف وی را ارج نهد و به او بگوید که تمام تلاشش را خواهد کرد که فرزند شایسته‌ای برای پدر معنوی خود باشد.

بسم تعالی

 

طواف می‌کنم پدری را که برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت... با عرض سلام و ادب خدمت پدر مهربانمان.

پدر بزرگوار! نمی‌دانم از کجا شروع به گفتن کنم، نمی‌دانم و نمی‌توانم طعم خوشحالی و ذوق و شوقمان را وصف کنم.

پدر مهربانمان! خوشحالی سال‌های مدیدی بود از یادمان رفته بود، خنده را فراموش کرده بودیم و شما با مهربانیهایتان، با لطف و عنایتتان، خوشحالی را به ما یاد دادید و این حس خوشحالی را نمی‌دانم چگونه توصیف کنم. این حس سال‌ها با ما غریبه بود.

درست 5 ماه پیش بود که همه چیز تغییر کرد، همه چیز مثل یک خواب بود که هیچ وقت نمی‌خواهیم اگر رویاست، بیدار شویم. لحظه به لحظه آن روزهای خاص را نمی‌دانم چگونه توصیف کنم. با هر زنگ تلفنی دل‌هایمان می‌لرزید، ته چشمانمان نور امید بود، دیگر در چهره ما نگرانی و استرس نبود. این دفعه شب‌ها بخاطر خوشحالیمان نمی‌خوابیدیم، ذوق و شوق و هیجان خانه دیدن، آن‌قدر زیبا و خوشحال کننده بود که برای توصیفش عاجزم.

پدر مهربان! هیچ وقت به دیدن خانه برای اجاره نمی‌رفتیم که اجاره کنیم، همین که کرایه خانه قیمت کمی داشت، بدون پسندیدن اجاره می‌کردیم.

پدر مهربانمان! ما درست در لبه پرتگاه و در لبه تاریکی قرار داشتیم، در فلاکت و بدبختی، زندگی را در سخت‌ترین شرایط با ناامیدی سپری می‌کردیم که با معجزه خود، با این لطف بزرگتان، ما را از پرتگاه، از فلاکت نجات دادید، ما را سرپناه دادید، آبروداری فرمودید، ما را از تحقیرها و شماتت‌ها نجات دادید.

شما رحمت و نعمت الهی هستید، شما معجزه الهی هستید، شما آقای ما، سید ما، سرور ما هستید، به شما افتخار می‌کنیم، سربلندی ما و شهرمان هستید و رحمت شما همچنان به سر ما می‌بارد.

پدر مهربان! ما حتی لیاقت نداریم جمله‌ای را بکار ببریم که لایق شما باشد، چرا که جمله‌ها و کلمه‌ها عاجزند. ما همه در مقابل این همه لطف و عنایتتان هم عاجز و هم ناتوانیم. آیا واژه "تشکر" در مقابل دریای محبت شما بزرگوار کافی است؟

پدر مهربانم! رمضان سال قبل خیلی دعا کرده بودیم ولی نمی‌دانستیم عاقبت خداوند دیدار پدرمان را قبول خواهد کرد. قشنگ‌ترین تصویر عمرمان با عکسی از نخستین دیدن شماست.

پدرم! شما ساکن کدام آسمانی که با مهربانی بی‌کرانتان ما را تا ابد شرمنده خود کردید.

پدر مهربان! شما آینده ما را تامین کردید و ما را از در به دری نجات دادید. می‌دانم جبران این محبت غیر ممکن است ولی با تمام وجود تلاش خواهیم کرد که شاید فرزندان شایسته‌ای برایتان باشیم.

پدر دلسوزمان! همیشه باشید تا ما هم باشیم.

پدر مهربان! کاش می‌توانستیم زیبایی‌های روح بلندتان و زحماتی را که برای ما کشیدید، به تصویر بکشیم و آنچنان که لایق شماست، سپاس بگویم اما زبانمان قاصر است از بیان بزرگواری‌ها و مهربانی‌هایتان.

پدر مهربانمان! از خداوند می‌خواهیم عمری با عزت و با برکت به همراه صحت و سلامت به شما و خانواده محترمتان عنایت فرماید و سایه شما بزرگوار را از سر ما کم نکند.

همیشه و تا ابد دعاگوی شما سرورمان هستیم و خواهیم بود
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.