لوگو

اخبار

ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی

ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی
سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طبیعت غرب ایران، رنج­‌هایِ انسان بودن را نگریست. جایِ خالی پدر در خانه‌­های شهری، عیان است اما نبود او در خانه­‌ای دورافتاده با هجومِ خطراتِ طبیعی و انسانیِ روزگار ما هویدا و غیرقابل کتمان است. خانه­‌هایی در دل کوه با زنانی توانا در ظاهر و ترسیده در دل که فرزندانشان را چون گرگ­‌هایی زخمی به دندان گرفته­‌اند و برای سلامت و سعادتشان تنها دست به دعا نیستند.

به گزارش روابط عمومی خیریه عترت بوتراب، اسفند سال گذشته در جریان توزیع بسته اقلام شب عید، گروهی از نویسندگان و خبرنگاران، همراهمان شدند تا تصویرگر رنج و محرومیت فرزندانی باشند که زندگی در نهایت فقر را تجربه می‌کنند. مشاهدات این سفر به مجموعه داستان‌های کوتاهی تحت عنوان"همه فرزندان سرزمین من" تبدیل شده است که هر هفته در صفحه 16 روزنامه شرق، پرتیراژترین روزنامه غیردولتی کشور چاپ می‌شود.

"همه فرزندان سرزمین من" حاصل سفرهای کوتاه‌مدت به زندگی‌های مردمانی است که الفبایشان با آبروداری آغاز می‌شود و با یاری دیگری پایان می‌یابد. مردمانی که زندگی‌شان در نگاه نخست هیچ شباهتی به هم‌وطن امروزی ما در شهرهای بزرگ نزدیک خانه‌هایشان ندارد و با فقر روزگار می‌‌گذرانند. هر داستان از چند زاویه نوشته شده است و با درکنار هم قرار دادن آنها می‌‌توان تصویری تقریباً کامل از آنچه در هر خانه‌ای جاری است به دست آورد؛ نویسنده داستان‌ها از زاویه مشاهده خود، روایتِ مادر خانواده، فرزندان و افراد حاضر دیگر مانند بستگان یا آشنایان این داستان‌‌ها را بیان می‌‌کند تا این تصویر بهتر و دقیق‌‌تر به دست آید. این داستان‌‌ها بر اساس مشاهدات این سفرها، گفته‌‌های اعضای خانواده‌های ایتام و اسناد موجود در «موسسه خیریه عترت بوتراب» نوشته شده است.


برای خواندن سومین داستان کلیک کنید:
ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی





لینک‌های مرتبط:

داستان اول- مهمانِ مملکتِ دلِ «مملکت» خانم

داستان دوم-میهمان سفره‌ "گوهر"ی از بهشت

۲۷ تیر ۱۳۹۶ ۱۴:۲۸
روزنامه شرق |

نظرات بینندگان


نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید