لوگو
همکاری با موسسه

کمک نقدی و غیرنقدی

آشنایی با موسسه

حامیان موسسه

خرید محصول

آخرین اخبار

  • سخنرانی آیت الله ملک حسینی در کربلای معلی، موکب عترت بوتراب

  • دل سوخته کوچه‌های خوی

  • تبعیدی‌های دشت تنهایی

  • خودکشی؛ آغاز یا پایان؟

  • موکب عترت بوتراب؛ آماده ارائه خدمات به زائران مسیر عشق و دلدادگی

  • کوچ دختران لردگان!

  • رقیه یا خاطره

  • چشم‌هایش

Loading
  • سخنرانی آیت الله ملک حسینی در کربلای معلی، موکب عترت بوتراب

    آیت الله ملک حسینی با بیان اینکه این مسیر، مسیر انسانی است که حقوق انسان‌های دیگر را پایمال نکرده، ب...

    ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۳۱
  • دل سوخته کوچه‌های خوی

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
  • تبعیدی‌های دشت تنهایی

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۰۰
  • خودکشی؛ آغاز یا پایان؟

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ۱۲:۵۶
  • موکب عترت بوتراب؛ آماده ارائه خدمات به زائران مسیر عشق و دلدادگی

    برای دومین سال پیاپی موکب موسسه خیریه عترت بوتراب در کربلای معلی روزانه از 1250 زائر حسینی پذیرایی و...

    ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۴۱
  • کوچ دختران لردگان!

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۹ آبان ۱۳۹۶ ۱۲:۵۷
  • رقیه یا خاطره

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۹ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۵۶
  • چشم‌هایش

    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طب...

    ۹ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۴۲
Loading
Loading

درخت آرزوها

  • در خدمت به امید؛ حرکت یا برکت؟!
    در خدمت به امید؛ حرکت یا برکت؟!
    در خدمت به امید؛ حرکت یا برکت؟!
    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طبیعت غرب ایران، رنج­‌هایِ انسان بودن را نگریست. جایِ خالی پدر در خانه‌­های شهری، عیان است اما نبود او در خانه­‌ای دورافتاده با هجومِ خطراتِ طبیعی و انسانیِ روزگار ما هویدا و غیرقابل کتمان است. خانه­‌هایی در دل کوه با زنانی توانا در ظاهر و ترسیده در دل که فرزندانشان را چون گرگ­‌هایی زخمی به دندان گرفته­‌اند و برای سلامت و سعادتشان تنها دست به دعا نیستند.
  • ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی
    ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی
    ارثیه پدری؛ ترس و تنهایی
    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طبیعت غرب ایران، رنج­‌هایِ انسان بودن را نگریست. جایِ خالی پدر در خانه‌­های شهری، عیان است اما نبود او در خانه­‌ای دورافتاده با هجومِ خطراتِ طبیعی و انسانیِ روزگار ما هویدا و غیرقابل کتمان است. خانه­‌هایی در دل کوه با زنانی توانا در ظاهر و ترسیده در دل که فرزندانشان را چون گرگ­‌هایی زخمی به دندان گرفته­‌اند و برای سلامت و سعادتشان تنها دست به دعا نیستند.
  • میهمان سفره «گوهر»ی از بهشت
    میهمان سفره «گوهر»ی از بهشت
    میهمان سفره «گوهر»ی از بهشت
    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طبیعت غرب ایران، رنج­‌های انسان بودن را نگریست. جای خالی پدر در خانه‌­های شهری، عیان است اما نبود او در خانه­‌ای دورافتاده با هجوم خطرات طبیعی و انسانی روزگار ما هویدا و غیرقابل کتمان است. خانه­‌هایی در دل کوه با زنانی توانا در ظاهر و ترسیده در دل که فرزندانشان را چون گرگ­‌هایی زخمی به دندان گرفته­‌اند و برای سلامت و سعادتشان تنها دست به دعا نیستند.
  • مهمانِ مملکتِ دلِ «مملکت» خانم
    مهمانِ مملکتِ دلِ «مملکت» خانم
    مهمانِ مملکتِ دلِ «مملکت» خانم
    سفر همیشه جاری است؛ یک روز اینجا و روز دیگر آنجا، اما باید چشمان را گشود و در میان رنگ­‌های زیبای طبیعت غرب ایران، رنج­‌هایِ انسان بودن را نگریست. جایِ خالی پدر در خانه‌­های شهری، عیان است اما نبود او در خانه­‌ای دورافتاده با هجومِ خطراتِ طبیعی و انسانیِ روزگار ما هویدا و غیرقابل کتمان است. خانه­‌هایی در دل کوه با زنانی توانا در ظاهر و ترسیده در دل که فرزندانشان را چون گرگ­‌هایی زخمی به دندان گرفته­‌اند و برای سلامت و سعادتشان تنها دست به دعا نیستند.
  • بلاخره شاگرد اول می‌شوم
    بلاخره شاگرد اول می‌شوم
    بلاخره شاگرد اول می‌شوم
    پسرک دستفروش ارومیه‌ای هزینه‌های دیالیز پدر و شیرخشک خواهرش را به سختی با فروش دستمال‌کاغذی تأمین می‌کند.
  • آن 145 روز غم‌انگیز
    آن 145 روز غم‌انگیز
    آن 145 روز غم‌انگیز
    نگار 18ساله به تنهایی بار خانواده را به دوش می‌کشد و با این همه همچنان آرزوی قبولی در رشته پزشکی را در سر دارد.
  • نه اسب سفید آمد نه بخت سیاهم رفت
    نه اسب سفید آمد نه بخت سیاهم رفت
    نه اسب سفید آمد نه بخت سیاهم رفت
    بچه‌های زینب نه از پدر خیری دیدند و نه از ناپدری و حالا هم گرفتار سوءتغذیه هستند.
  • فرود غیرمنتظره
    فرود غیرمنتظره
    فرود غیرمنتظره
    محمد که در 17سالگی در حال انجام حرکات ژیمناستیک دچار حادثه و قطع نخاع شده‌ نمی‌تواند حرکت کند و توانایی پرداخت هزینه‌های خود را نیز ندارد.

چند رسانه‌ای