مقالات دست نوازش . ۱۳۹۵/۰۴/۰۲ در یک دهکده کوچک معلم مدرسه از دانش آموزان خواست تا تصویری از چیزی که برایشان بسیار با ارزش است را بکشند. او با خود فکر میکرد که این بچههای فقیر حتما تصویر بوقلمون و میز پر از غذا را میکشند.ولی وقتی یکی از بچهها نقاشی ساده و کودکانه خود را تحویل داد، ,معلم شوکه شد. او تصویر یک دست را کشیده بود. ولی این دست چه کسی بود؟یکی از بچهها گفت من فکر میکنم این دست خداست که به ما غذا میرساند. دیگری گفت که این دست کشاورزی است که گندم میکارد.معلم بالای سر آن کودک رفت و از او پرسید این دست چه کسی است؟ کودک در حالیکه خجالت میکشید گفت: خانم، این دست شماست.معلم بیاد آورد که از وقتی این کودک پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانههای مختلف پیش او میآمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد. نتیجه اخلاقی:ایمان داشته باش که کوچکترین محبتها از ضعیفترین حافظهها پاک نمیشود. آدرس الکترونیکی مقاله: کانال تلگرامی موسسه خیریه ولی نعمتان برچسب:داستان میانگین امتیاز کاربران: 0.0 (0 رای) 12345 برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود