هـمـه با هــم

برای فــردای ایتـــام

مقالات

خاطره آیت الله بحجت (ره)

عالم فرزانه مرحوم آیت الله بهجت: شخصی از اهل علم می گفت: در کربلا یا نجف که بودیم، گاهی در مضیقه قرار می گرفتیم به حدی که آب و نان نداشتیم، خانواده می گفت: فلان آقا مرجع است، برو از او بخواه و من می گفتم: این کار را نمی کنم و اگر اصرار بکنید می گذارم و از خانه بیرون می روم.
این جاست که انسان های موجه موظفند که به مستحقین و افراد با حیا و عزت نفس که نه تنها اظهار فقر و احتیاج نمی کنند، بلکه چه بسا اظهار غنا و دارایی می نمایند. (یَنفق نَفَقة الفُقرا وَ یتَظاهر کَالاغنیا؛ مانند افراد نیازمند خرج می کند، و مانند اغنیا تظاهر به دارایی می کند) کمک کنند و افرادی را جهت فحص و تجسس از حال آن ها قرار دهند.
در هر حال، آن شخص می گفت: شب خواب دیدم کسی در می زند، امام زما( عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودند. دستشان را بوسیدم، وارد خانه شدند و مقداری نشستند و هنگام تشریف بردن دیدم چیزی زیر تشک گذاشتند، بعد از تشریف بردنشان در عالم خواب نگاه کردم ببینم چه گذاشته اند، دیدم یک فلس عراقی را گذاشته اند، که کوچکترین واحد پول عراق و کمترین مبلغی که می توان با آن چیزی را خرید و یا فروخت است که شاید فقرا هم آن را قبول نکنند. از خواب بیدار شدم و بعد از آن خواب دیگر به فقر گرفتار نشدم. از اصفهان حواله صد یا هشتاد تومان رسید و وضع ما رو به بهبودی رفت.
ما که چنین ملاذ و ملجای (تکیه گاه و پناه گاهی) داریم، چه احتیاجی به دیگران داریم؟!
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.